سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

334

تاريخ ايران ( فارسى )

ارضى ندارد بلكه ميخواهد شاه ايران را از ظلم و ستم افغانها نجات بخشد ، پس از آنكه بسوى جنوب حركت كرد بعد از مغلوب نمودن يك نيروى داغستانى ، دربند را به تصرف درآورد كه اهميت آن قبلا در همين تاريخ ظاهر و مبرهن شده است . بنابروايتى تزار در شرف حركت بسوى باكو و شماخى بود كه سفيرى از عثمانى در آن صحنه ظاهر شد و خبر تصرف شماخى را بدست نيروى ترك به او داد و بعلاوه اظهار داشت اگر از اين نقطه روسها پيشروى كنند بمنزلهء ( اعلام جنگ ) خواهد بود . پطر در اينموقع مايل نبود با تركيه به مخاصمت پردازد بنابراين بروسيه عقب نشست و يك پادگان سه هزار نفرى در دربند بجاى گذارد . مطابق گفتهء روسها علت اين عقب‌نشينى آن بود كه يك كاروان دريائى روسيه كه تزار بدان وسيله انتظار ورود اسلحه و مهمات داشت بر اثر طوفان از بين رفته بود و همين باعث گرفتن آن تصميم شد . ممكن است هر دوى اين واقعه راست بوده باشد ، زيرا باب عالى توسط محمود مجبور شده بود كه بر ضد روسيه اعلام جنگ كند و پطر درحالىكه مهماتش در درياى خزر غرق شده بود بمشكل ميتوانست با تركها وارد در جنگ شود . تصرف رشت و باكو بدست پطر در زمستان سال بعد افغانهاى مهاجم ، رشت را محاصره نمودند . حاكم آنجا سفيرى بحاجى طرخان فرستاد و پيشنهاد كرد كه دروازهء شهر را به روى ارتش روسيه بگشايد . پطر در اين موقعيت نيكو حداكثر استفاده را نمود ، نه‌تنها رشت بلكه مراكز ديگر را نيز تصرف نمود . روسها در ادارهء اين شهرستان هيچ مداخله ننمودند و آن را در دست خانهاى محلى باقى گذاشتند . در طى تابستان سال 1723 باكو گلوله‌باران شده و تسليم گرديد و پطر از اين مسئله خيلى رضايت حاصل نمود . معاهدهء شاه طهماسب با روسيه 1723 ميلادى شاه طهماسب چون ديد نميتواند با مهاجمين مقابله نمايد از پطر تقاضاى كمك و همراهى نمود . روسيه متعهد شد افغانها را از خاك ايران خارج كند و در مقابل شاه طهماسب قبول كرد شيروان ، داغستان ، گيلان ، مازندران و استراباد را بروسيه واگزار كند ، ولى پطر براى